جستجو در مطالب سایت

پیوندها

تقویم شمسی

خرداد ۱۳۹۱
ش ی د س چ پ ج
« اردیبهشت    
 ۱۲۳۴۵
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  
 
No Image
خوش آمديد!
دعای امام نقی (ع) در قنوت نماز پيوند ثابت

دعاى زیر نیز از جمله دعاهاى حضرت است که در قنوت خوانده مى شد:
‘یا من تفرد بالربوبیة ، و توحد بالوحدانیة ، یا من اضاء باسمه النهار، و اءشرقت به الا نوار، و اظلم باءمره حندس ‍ اللیل و هطل بغیثه وابل السیل ، یا من دعاء المضطرون فاءجابهم ، و لجاء الیه الخائفون فآمنهم ، و عبده الطائعون فشکرهم ، و حمده الشاکرون فاءثابهم ، ما اجل شاءنک ، و على سلطانک ، و انفذ احکامک ، انت الخالق بغیر تکلف ، و القاضى بغیر تحیف ، حجتک البالغة ، و کلمت الدامغة ، بک اعتصمت و تعوذت من نفثات العقدة ، و رصدات الملحدة ، الذین الحدوا فى اسمائک ، و ارصدوا بالمکاره لا ولیائک ، و اعانوا على قتل انبیائک و اصفیائک ، و قصدوا لاطفاء نورک باذاعة سرک ، و کذبوا رسلک ، و صدوا عن آیاتک و اتخذوا من دونک و دون اولیائک ولیجة و رغبة عنک ، و عبدوا طواغیتهم بدلا منک ، فمننت على اولیائک بعظیم نعمائک ، وجدت علیهم بکریم آلائک ، و اتممت لهم ما اولیتهم بحسن جزائک حفظا لهم من معاندة الرسل ، و ضلال السبل ، و صدقت لهم بالعهود السنة الاجابة ، و خشعت لک بالعقود قلوب الانابة فاءساءلک اللهم باسمک الذى خشعت له السماوات و الارض و احییت به اموات الاشیاء، و امت به جمیع الاحیاء، و جمعت به کل متفرق ، و فرقت به کل مجتمع ، و اتممت به الکلمات ، واریت به کبرى الا یات ، و ثبت به على التوابین ، و اخرت به عمل المفسدین فجعلت عملهم هباءا منثورا تبرتهم تبتیرا… ان تصلى على محمّد و آل محمّد، و ان تجعل شیعتى من الذین حملوا فصدقوا، و استنطقوا فنطقوا آمنین ماءمونین .
اللهم انى اءساءلک لهم توفیق اهل الهدى ، و اعمال اهل الیقین ، و مناصحة اهل التوبة ، و عزم اهل البصر، و تقیة اهل الورع ، و کتمان الصدیقین حتّى یخافونک ، اللهم مخافة تحجزهم عن معاصیک حتّى یعملوا بطاعتک لینالوا کرامتک ، و حتّى یناصحوا لک وفیک خوفا منک ، و حتّى یخلصوا لک النصیحة فى التوبة حبا لهم فتوجب لهم محبتک التى اوجبتها للتوابین ، و حتّى یتوکلوا علیک فى امورهم کلها حسن ظن بک ، و حتّى یفوضوا الیک امورهم ثقة بک .
اللهم لا تنال طاعتک الا بتوفیقک ، و لا تنال درجة من درجات الخیر الا بک ، اللهم یا مالک یوم الدین العالم بخفایا صدور العالمین طهر الا رض من نجس اهل الشرک ، و اخزس الخراصین عن تقولهم على رسولک الافک .
اللهم اقصم الجبارین و ابر المفترین ، و ابد الا فاکین الذین اذا تتلى علیهم آیات الرحمن قالوا: اءساطیر الا ولین و انجز لى وعدک انک لا تخلف المیعاد، و عجل فرج کل طالب مرتاد انک لبالمرصاد، و اعوذ بک من کل لبس ملبوس ، و من کل قلب من معرفتک محبوس ، و من نفس تکفر اذا اصابها بؤ س ، و من واصف عدل عمله عن العدل معکوس ، و من طالب للحق و هو عن صفات حق منکوس ، و من مکتسب اسم باسمه مرکوس ، و من وجه عند تتابع النعم علیه عبوس ، اعوذ بک من ذلک کله و من نظیره و اشکاله و امثاله انک علیم حکیم …)). ))
((اى کسى که در پروردگارى ، یکتاست و وحدت حقیقتى را به خود اختصاص داده است .
اى آنکه به نامش روز پرتوافشانى مى کند و فروغ مى درخشد و به دستورش تیرگى ، شب را مى پوشاند و از ابر رحمتش ‍ سیل به وجود مى آید.
اى کسى که درماندگان او را خواستند و پاسخ شنیدند و ترسندگان بدو پناه آوردند و لذت ایمنى را چشیدند و عابدان و شاکران نتیجه عبادت و شکر خود را دریافتند، چه پر شکوه و والا مقام هستى ! و چقدر سلطنت و شکوهت فراگیر است و دستورات و اوامرت روا و نافذ، تویى آفریننده بدون دشوارى و تویى داورى منصف .
حجت تو رسا و سخنت ستم کوب است ، از افسونگران بدکار به تو پناه مى آورم ، و از ملحدان و تحریف کنندگان نامهایت که در کمین دوستان و پرستندگانت هستند و دامهایشان ، به تو اعتصام مى جویم .
پروردگارا! ملحدان به کشتى پیامبران و برگزیدگانت کمک کردند و در تلاش بودند تا نور توحیدت را با کتمان حقیقت نبوت خاموش کنند و رسولانت را تکذیب کردند و مانع آیاتت گشتند و غیر از تو و یارانت ، کسانى دیگر را به دوستى و سرپرستى خویش انتخاب کردند و طاغوت ها را بجاى تو پرستیدند (خداوندا کید آنان را به خودشان برگردان ).
پروردگارا! با نعمت هایت منّتى بزرگ بر دوستانت گذاشتى و بر آنان بخشش هاى کریمانه اى کردى و با حفظ آنان از دشمنان پیامبران و راه هاى گمراهى ، بهترین پاداش را به آنان عطا فرمودى و زبان هاى اجابت پذیر آنان را گویا کردى ، و دل هاى توبه کار، پیوندى استوار با تو یافت .
پروردگارا! تو را سوگند مى دهم به اسمى که آسمان ها و زمین برایش خاشع گشتند و به وسیله آن ، مردگان را زنده کردى و زندگان را میراندى و پراکنده ها را گرد آوردى و گرد آمده ها را پراکندى و به وسیله آن معجزات و آیات بزرگ را نشان دادى که توّابین دلشان ایمن گشت و پایان کار مفسدان را تباه کردى و آنان را نابود ساختى … تا بر محمّد و آل محمّد درود بفرستى و شیعیانم را از کسانى قرار دهى که امانت ولایت را پذیرفتند و با صداقت پاسدار این ودیعه الهى بودند و زبانشان جز به حق گویا نگشت و آنان را ایمنى جاودانه بخشیدى .
پروردگارا! من براى شیعیانم از تو توفیق اهل هدایت ، اعمال اهل یقین خلوص اهل توبه ، عزم اهل صبر، تقیّه اهل ورع و کتمان صدّیقین را مى خواهم .
پروردگارا! در دل شیعیانم بیمى انداز که آنان را از معصیت کارى باز دارد و به طاعت تو مشغول کند تا آنکه به کرامت تو دست یابند و در جهت رضاى تو پند گویند و خالصانه توبه کنند و آنان را محبوب تو قرار دهد همانطور که توّابین مورد محبت تو هستند و تا آنکه با حسن ظن در تمام امور بر تو توکّل کنند و با اعتماد کارهایشان را به تو بسپارند.
پروردگارا! طاعت تو در گرو توفیق است و به هیچ یک از مراتب نیکى نتوان رسید جز به وسیله تو.
پروردگارا! اى مالک روز جزا و اى آگاه به نهانى هاى سینه هاى عالمیان ، زمین را از پلیدى مشرکان پاک بفرما و دهان یاوه گویان و تهمت زنندگان به پیامبرت را ببند.
پروردگارا! جباران و تهمت زنندگان را در هم شکن و نابود کن ، و آن تکذیب کنندگان حق را که آیات الهى را داستان ها و افسانه هاى پیشینیان مى دانستند از صفحه روزگار محو کن ، وعده ات را تحقق بخش که تو هرگز خلف وعده نمى کنى . و هر حق جوى را گشایش ده که تو در کمینگاهى .
پروردگارا! به تو پناه مى آورم از هر پوشش و زنگار حق و هر دلى که از معرفت و شناخت تو دور است و هر انسانى که به هنگام رنج و معصیت کفر ورزد و هر توصیف کننده عدالت که عمل او بر خلاف آن باشد و هر جوینده حق که رفتارش ‍ و صفاتش به خلاف حق باشد، از این موارد و مانند آن به تو پناه مى آورم و براستى که تو دانا و فرزانه هستى …)).

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: massah645 | ادامه مطلب...

 
هوای مادر پيوند ثابت

یا زهرا

تابوت ها را که توی معراج آوردند

صدا زدند که یک مادر شهید بیاید بالا

از جایش بلند شد، مادرانه قدم بر می داشت

پله های معراج را بالا رفت و رسید کنار قبر آجرپوش اول

آمد برود توی قبر و استخوان های پارچه پیچ را بگذارد توی قبر که گفتند:

حاج خانم این نه، دومی!

رفت کنار قبر دوم

گفتند: ببخشید ولی شما سومی را در قبر بگذارید.

سومی هم به چهارمی رسید.

رفت توی قبر چهارم

استخوان ها را به بغل کشید و آرام توی قبر گذاشت

نمی دانست سرّ آن که اولی و دومی و سومی نشد چه بود

فقط حس مادرانه اش می گفت:

چهارمی هوای مادرش را کرده بود.

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: massah645 | ادامه مطلب...

 
خاطره ای از شهید زین الدین پيوند ثابت

بسم الله الرحمن الرحیم
Inline image 1

از همه زودتر می آمد جلسه
تا بقیه برسند ، دو رکعت نماز می خواند
یکبار بعد از جلسه کشیدمش کنار و پرسیدم
نماز قضا می خونی؟
گفت: نه! نماز می خونم که جلسه به یه جایی برسه
همین طور حرف روی حرف تل انبار نشه
خاطره ای از زندگی سردار شهید مهدی زین الدین

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: massah645 | ادامه مطلب...

 
پيوند ثابت

بسم الله الرحمن الرحیم

آیت الله جوادی آملی:

ایمان اگر مستودع باشد با فشار مرگ گرفته می‌شود.
این‌ طور نیست که فشار مرگ نظیر فشارهای بیماری‌های دیگر باشد که قابل تحمل باشد.
چون اگر قابل تحمّل باشد که روح بدن را رها نمی‌کند.
پس اگر تمام اعضای بدن انسان را تکه تکه کنند، دردش همانند مرگ نیست،
نمی‌شود آن را توصیف کرد. اگر قابل تحمل بود بدن را روح ترک نمی‌کرد.
پس فشار و طامّه موت آن چنان دردناک است که قابل تحمل نیست،
چون قابل تحمل نیست انسان تسلیم می‌شود.
خب آن فشار که نمی‌گذارد برای انسان عقیده بماند،
اگر عقیده مستقر نباشد، ملکه نباشد، نمی‌ماند.

برای دیدن متن کامل سخنرانی یا استفاده از صوت ان اینجا کلیک کنید

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: massah645 | ادامه مطلب...

 
با خودم فکر می کنم اصلا چرا با ید رباب با آب هم قافیه باشد.. پيوند ثابت

با خودم فکر می کنم اصلا چرا باید رباب با آب هم قافیه باشد؟!…

گاه روضه خوان ها زیادی شلوغش میکنند…

حرمله آنقدر ها هم که می گویند تیر انداز ماهری نبود…

هدف های روشنی داشت….

چشم عباس…

گلوی تو…

سینه ی حسین…

تنها تو بودی که خوب فهمیدی استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه بود!

شش ماه علی بودن را طاقت آوردی!

خون تو جاذبه ی زمین را از بین برد…

حالا پدرت یک قدم سوی خیمه می رود…

برمی گردد….

.می رود…

بر می گردد…

می رود….

عرق شرم مرد را تشنه تر می کرد….

باز هم یک قدم میرود برمی گردد…

می رود پشت خیمه ها با غلاف شمشیر برایت از خاک گهواره می سازد….

تا دیگر صدای سم اسب های وحشی از خواب بیدارت نکند…

رباب می رسد از راه ….با نگاه… با یک جمله ی کوتاه …

آه آقا خودتان که سالمید ان شالله…

اصغرم فدای سرت…

برای دانلود فایل صوتی اینجا کلیک کنید.

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: massah645 | ادامه مطلب...

 
علی پيوند ثابت

صلوات بر امام الاتقیا علی ابن محمّد (ع) صلوات بر امام نقی (ع)
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلیِّ بْنِ مُحَمَّد وَصِیِّ الاَْوْصِیاءِ * وَاِمامِ الاَْتْقِیاءِ * وَخَلَفِ اَئِمَّهِ الدّینِ * وَالْحُجَّهِ عَلَى الْخَلائِقِ اَجْمَعینَ *
اللّهُمَّ کَما جَعَلْتَهُ نُوراً یَسْتَضیءُ بِهِ الْمُؤْمِنُونَ *
فَبَشَّرَ بِالْجَزیلِ مِنْ ثَوابِکَ * وَاَنْذَرَ بِالاَْلیمِ مِنْ عِقابِکَ * وَحَذَّرَ بَأْسَکَ * وَذَکَّرَ بِآیاتِکَ * وَاَحَلَّ حَلالَکَ * وَحَرَّمَ حَرامَکَ *وَبَیَّنَ شَرائِعَکَ وَفَرائِضَکَ *
وَحَضَّ عَلى عِبادَتِکَ * وَاَمَرَ بِطاعَتِکَ * وَنَهى عَنْ مَعْصِیَتِکَ * فَصَلِّ عَلَیْهِ اَفْضَلَ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَوْلِیائِکَ وَذُرِّیَّهِ اَنْبِیائِکَ یا اِلهَ الْعالَمینَ.

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: massah645 | ادامه مطلب...

 
به مادرتان قول داده ام پيوند ثابت

هو الجمیل

 

 

 



 
مصطفی اومده بود خواستگاریم
مادرم بهش گفت:
این دختر صبح ها که از خواب بلند میشه
در فاصله ای که دستش را شسته و مسواک می زنه
یه نفر تختش رو مرتب می کنه
لیوان شیر رو جلوی در اتاقش میاره
و براش قهوه آماده می کنه
شما می تونید چنین کاری کنید؟ 
مصطفی که خیلی آروم نشسته بود و به حرفای مادرم گوش می داد ، گفت:
من نمی توانم برای دخترتان مستخدم بگیرم
ولی قول می دهم تا زنده ام ، وقتی بیدار شد
تختش را مرتب کنم
و لیوان شیر و قهوه را برایش آماده کنم
 
تا وقتی شهید شد این کار رو می کرد
خودش قهوه نمی خورد
اما چون می دانست ما لبنانی ها به قهوه خوردن عادت داریم ، درست می کرد
وقتی هم منعش می کردم ، می گفت:
” من به مادرتان قول دادم تا زنده ام این کار رو برای شما انجام بدهم”
 
راوی: همسر شهید مصطفی چمران

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: محمد فروغی | ادامه مطلب...

 
بغض کرده بود… پيوند ثابت
هو المحبوب
بغض کرده بود
از بس گفته بودند
«بچه است؛ زخمی بشود آه و ناله می‌کند و عملیات را لو می‌دهد.»
شاید هم حق داشتند
نه اروند با کسی شوخی داشت، نه عراقی‌ها
اگر عملیات لو می‌رفت، غواص‏‌ها – که فقط یک چاقو داشتند
قتل عام می‌شدند
فرمانده که بغضش را دید و اشتیاقش را
موافقت کرد
* * *
بغض کرده بود
توی گل و لای کنار اروند
در ساحل فاو دراز کشیده بود
جفت پاهایش زودتر از خودش رفته بودند
یا کوسه برده بود یا خمپاره
دهانش را هم پر از گِل کرده بود که عملیات را لو ندهد

نظرات[۰] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: محمد فروغی | ادامه مطلب...

 
حکایت پيوند ثابت

هو البصیر

هواسرد بود وزمین سردتر،پیرمرد روی زمین سرد کوچه خوابیده بود

بی هیچ لباس گرم یا پتویی که از سرمای زمین کم کند

چیزی نداشتم کمکش کنم

نو جوانی کم سن وسال

آن شب رختخواب آزارم می داد

خوابم نمی برد از فکر پیرمرد

خوابیدم روی زمین سرد خانه

می خواستم دست کم دررنج ودردش شریک باشم

سرمای آن شب به درون بدنم راه پیدا کرد ومریض شدم

اما روحم شفا پیدا کرد

چه مریضی لذت بخشی بود

شهید مصطفی چمران

نظرات[۸] | دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: محمد فروغی | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

آخرین دیدگاه‌ها

امام نقی

No Image No Image